حسن حسن زاده آملى

326

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

تصحيح و تقدمه و تعليقه‌اش بر آن در 1380 ه در تهران به طبع رسيد افاده فرموده است : « اتّحاد عاقل و معقول آن است كه صورت عقلى متصوّر ، عين ذات انسان و داخل او مىشود نه مانند نقش عرضى ، نظير آنكه چراغى روشن‌تر شود . پس هرچه تعقّلات انسان بيشتر شود بر ذات او چيزى افزوده گردد . اتّحاد عقول با عقل فعّال نوعى ارتباط است نه اتّحاد حقيقى دو ماهيّت ، امّا كيفيّتى است كه لفظى براى بيان آن نداريم جز آنكه به اتّحاد تعبير كنيم نظير آنكه چراغى را در آفتاب بگذاريم نه چراغ عين خورشيد مىشود و نه خورشيد عين چراغ بلكه نوعى ارتباط و اتّصال قوا حاصل مىشود كه در مجردات ، لفظى كه حكايت از نظير آن كند جز اتّحاد نداريم » . بيان : آنكه فرمود : « نظير آنكه چراغى روشن‌تر شود » تنظير براى ترقّى وجودى گوهر نفس از قوّه به فعل و از نقص به كمال است كه هر دم به تحصيل فعليّت‌هاى وجودى نورى علمى ، و ملكات كريمهء اعمال صالحه ، سعهء وجودى مىيابد و از مرتبه‌اى به مرتبهء بالاتر منتقل مىگردد و از ظلمت به نور مىرسد . به قول منوچهرى دامغانى : به كردار چراغ نيم مرده * كه هر ساعت فزون گرددش روغن استفاضهء نفوس ناطقه از عقل فعّال ، فوق مواجهه يا محاذات و يا ارتباط و يا اتّصال و يا اتّحاد و يا فناء و يا تعبيرات ديگر از تنگى لفظ و ضيق عبارت است . بين دو نور چراغ و خورشيد نوعى ارتباط و اتّصال قوا حاصل مىشود ، ولى ماهيّت محدود چراغ عين ماهيّت محدود خورشيد نمىشود كه ماهيّات مثار كثرت‌اند ، و در اتّحاد عقل با عقل فعّال اتّحاد وجودى است كه پيوستن وجود اين در وجود آن است نه پيوستن حدود .